تبليغاتX
آرمیتا دختری تنها


آرمیتا دختری تنها

درد و دل
Yahoo
آرشيو
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
๑๑ღ(¨´*•.¸ °º(´•¸•`)º° ¸.•*´¨)ღ๑๑~

 

๑๑ღ(¨´*•.¸ °º(´•¸•`)º° ¸.•*´¨)ღ๑๑~

 

 

 

altهنگام تولد صدایی در گوشم طنین انداختalt

 

 

 

altگفتم كیستی؟alt
 
 
 
 
 
altگفت:غمalt
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
altمن فكر می كردمalt
 
 
 
 
 
altغم عروسكی خواهد بود كه من بعدها با او بازی خواهم كردalt
 
 
 
 
 
altولی بعدها فهمیدم كهalt
 
 
 
 
 
altمن عروسکی در دستان اویم alt
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
TinyPic image

نويسنده: آرمیتا مورخ: جمعه بیستم اردیبهشت 1387 در ساعت:
|+|
..:: من زنم! ::..
..:: من زنم! ::..


..... من زنم! .....

 

خلق شده ام... نه برای آرامش مردان.... نه برای تکاملشان..... نه برای پر کردن تنهایی شان .....

 

نه برای لذت و شهوتشان ...

 

 



من زنم


خلق شده ام که فریب دهم و حکومت کنم


قوی ترین مردان جهان


در دستان کوچک و ضعیف من


همچون موم بی اراده و شکل پذیرند

 

 

 

من زنم!

 

زیبا و دلفریب و معصوم گوئی از دنیا هیچ نمی دانم جز عشق

 

اما در درون.... سیاستمدار و ویرانگر.... دور اندیش و متفکر.... خشم آلود و جنگ جو...

 

 

من زنم ...


اما افسوس!


افسوس که خدائی که مرا آفرید مرد بود!!!!

 



نويسنده: آرمیتا مورخ: دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 در ساعت:
|+|
Umbrella~~
Umbrella~
Uh huh, uh huh.
Chyeah.
Rihanna.
Good girl gone bad.
Take three.
Action.
Hov.
[Rap Verse: Jay-Z]
No clouds in my storms.
Let it rain, I had this glame in a fame, coming down to the Dow Jones.
When the clouds come we gone
We roc-a-fella, we fly higher than weather and G 5's are better.
You know me, an anticipation, for precipitation, back chicks in the rainy day.
Jayy.
Rain man is back, with little miss sunshine, Rihanna where you at?
[Verse 1: Rihanna]
You had my heart.
And we'll never be world apart.
They be in magazines.
But you'll still be my star.
Baby, cause in the dark.
You can see shiny cars.

And that's when you need me there.
With you I'll always share.
Because…

When the sun shines, we'll shine together.
Told you I'll be here forever.
Said I'll always be a friend.
Took an oath, Ima stick it out till the end.
Now it's raining more than ever.
Know that we'll still have each other.
You can stand under my umbrella.
You can stand under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey, ey, ey.
[Verse 2: Rihanna]
These funky things.
Will never come in between.
You're part of my entity
If for infinity.]

When the world has took us part.
When the world has done its cause.
If the hand is hard.
Together we'll mend your heart.
Because
When the sun shines, we'll shine together.
Told you I'll be here forever.
Said I'll always be a friend.
Took an oath, Ima stick it out till the end.
Now it's raining more than ever.
Know that we'll still have each other.
You can stand under my umbrella.
You can stand under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.

Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey, ey, ey.
[Bridge: Rihanna]
You can run into my arms.
It's okay don't be alarm.
Come in to me, there's no distance in between, our love.
So gon' and let the rain pour.
I'll be all you need and more.
Because…
[Chorus: Rihanna]
When the sun shines, we'll shine together.
Told you I'll be here forever.
Said I'll always be a friend.

Took an oath, Ima stick it out till the end.
Now it's raining more than ever.
Know that we'll still have each other.
You can stand under my umbrella.
You can stand under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey.
Under my umbrella, ella, ella, ey, ey, ey, ey, ey.

It's raining.
Oooh baby, it's raining.
Baby come in to me, come in to me.
It's raining.
Oooh baby, it's raining.
You can always come in to me,come in to me

نويسنده: آرمیتا مورخ: یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 در ساعت:
|+|
عشق...

ای كه می پرسی نشان عشق چیست ؟

عشق چیزی جز ظهور مهر نیست ....

عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛ عشق یعنی كوشش بی ادعا                   ....

عشق یعنی مهر بی اما اگر ؛ عشق یعنی رفتن با پای سر .....

عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛ عشق یعنی جان من قربان اوست ....

عشق یعنی خواندن از چشمان او ؛ حرفهای دل بدون گفتگو .....

عشق یعنی عاشق بی زحمتی ؛ عشق یعنی بوسه بی شهوتی .....

عشق ، یار مهربان زندگی ؛ بادبان و نردبان زندگی .....

عشق یعنی دشت گلكاری شده ؛ در كویری چشمه ای جاری شده .....

یك شقایق در میان دشت خار ؛ باور امكان با یك گل بهار .....

در خزانی برگریز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرین برگ درخت .....

عشق یعنی روح را آراستن ؛ بی شمار افتادن و برخاستن .....

عشق یعنی زشتی زیبا شده ؛ عشق یعنی گنگی گویا شده .....

عشق یعنی مهربانی در عمل ؛ خلق كیفیت به زنبور عسل .....

عشق یعنی گل به جای خار باش ؛ پل به جای اینهمه دیوار باش .....

عشق یعنی یك نگاه آشنا ؛ دیدن افتادگان زیر پا .....

عشق یعنی تنگ بی ماهی شده ؛ عشق یعنی ماهی راهی شده .....

عشق یعنی آهویی آرام و رام ؛ عشق صیادی بدون تیر و دام .....

عشق یعنی برگ روی ساقه ها ؛ عشق یعنی گل به روی شاخه ها .....

عشق یعنی از بدیها اجتناب ؛ بردن پروانه از لای كتاب .....


نويسنده: آرمیتا مورخ: جمعه نهم شهریور 1386 در ساعت:
|+|
تولد...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                                                                       

مهدی جان!

 

سئوالی ساده دارم از حضورت                            من  آیا  زنده ام وقت ظهورت

 

اگر  که  آمدی  من رفته  بودم                             اسیر سال و ماه و هفته بودم

 

دعایم  کن  دوباره  جان  بگیرم                              بیایم  در  رکاب  تو  بمیرم                

 

تبریك می گم به مناسبت نیمه شعبان  روز ولادت یار  پنهان از چشمان امیدوارم دوستان در این شب عزیز  هر كجا كه باشند دعا  برای تعجیل فرج مولامون (روحی فداه ) را فراموش ننمایند .

 


نويسنده: آرمیتا مورخ: پنجشنبه هشتم شهریور 1386 در ساعت:
|+|
الفبا...

 


 

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقتیست که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری، به تو یعنی به همان منظر نور

به همان سبزصمیمی به همان باغ بلور

به همان سایه، همان وهم همان تصویری

که سراغش زغزلهای خودت می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم، به تکلم، به دل آرایی تو

به صبوری، به تماشا، به شکیبایی تو

به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شبیست مونس جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده، چنان ساده که از سادگیش

می توان یک شبه پی برد به دلدادگیش

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟!

اگر این حادثهء هر شبه تصویر تو نیست!

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکی است؟!

به گمانم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگیست به انکار مپوش

آری آن سایه که شب مونس جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگر این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه توی!

عشق من! آن شبح شاد شبانگاه تویی


نويسنده: آرمیتا مورخ: شنبه سوم شهریور 1386 در ساعت:
|+|
نبود..

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

                                                             نمي گيرم
نويسنده: آرمیتا مورخ: دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 در ساعت:
|+|
عمر..

 

و فصلی تازه

دفتری تازه

با نوشته هایی ...

نه نمیتوانم بگویم نوشته هایی تازه .

اینها بیان یک سال دلتنگی های من است

اما خوب ؛

بگذار اینهم تازه باشد

دفتری تازه از فصل تازه ی زندگی ام آغاز میشود

امروز شروع آن فصل است

شروع آن فصلی که هنوز نمیدانم بهاری است یا رنگ خزان دارد

من دوباره تنها میشوم

دوباره یک دنیا دلتنگی و درماندگی

دوباره باید فکر کنم

بیاندیشم

حرف بزنم

بنویسم

گریه کنم

مات شوم

از حکایت عشق

از حکایت مردمان بی عشق

از حکایت تقدیر زندگی

رفتن تنها یک بهانه بود

اما عیبی ندارد

هر انسانی برای چیزی خلق میشود

محمد برای نبوت خدا

فاطمه برای علی

و علی برای فاطمه

حتی ان میخ اهنین بر دری سوخته برای پهلوی فاطمه

این حقیقت زندگی است

من برای تنهایی و حسرت خلق شده ام

و تو برای ...

راستی میدانی تو برای چه خلق شده ای ؟

دیگر صحبت از یک عمر با هم بودن نیست

دیگر صحبت از یکرنگی نیست

اینجا فضا برای عاشق شدن کافی نبود

تو برای عاشق شدن نیاز به وسعت آسمان داشتی

با بالهای هواپیما

با کشوری ، فرهنگی ، و مردمانی متفاوت

اینجا اکسیژن برای نفسهای تو کم می امد

من تو را از دفتر زندگی ام خط نخواهم زد

من تورا لحظه به لحظه تمدید خواهم کرد

تا خاطراتت ، همچون عشق تو ، تازه بماند

اسمت را بارها و بارها کنار اسمم گذاشتم

و بارها خود را با نام تو خواندم

و خوب میدانم که هر کسی لایق معروف شدن نیست

منهم نبودم

نمیدانم از کجا شروع کنم

نمیدانم روزهای بی روزن من از کجا تنفس را ادامه میدهند

از کجا زیستن را معنا میکنند

از کجا رشد خواهند کرد

و در کجا به بار خواهند نشست

و عمر خواهد گذشت .

 


نويسنده: آرمیتا مورخ: یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 در ساعت:
|+|
سه درد

سه درد آمد به جانم هر سه یکبار

غریبی و اسیری و غم یار

غریبی و اسیری چاره داره

غم یار و غم یار و غم یار

نمی دانم دلم دیوانه کیست

کجا آواره و در خانه کیست

نمی دانم دل سر گشته من

اسیر مستانه کیست

قلم بتراشم از هر استخوانم

مرکب گیرم از خون رگانم

بگیرم کاغذی از پرده دل

نویسم بهر یار مهربانم

خداوندا چرا دل افریدی

چرا دل را تو عاشق آفریدی

اگر عاشق شدن امری حرام است

چرا سیمای زیبا آفریدی


نويسنده: آرمیتا مورخ: سه شنبه دوم مرداد 1386 در ساعت:
|+|
دلتنگی...

امروز خیلی دلم گرفته ، کارم شده گریه کردن و حسرت خوردن چیز هایی که از دست دادم

 

به خدا می گم :

 

 

                                    خدا جون می شه تو امشب منو تو بغل بگیری ؟ بگی اروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری

 

خدا جون میگن تو خوبی ، مثل مادرا می مونی اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست

 

می دونی ؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من ؟ من می خوام که زود بمیرم

 

آخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته ؟ خدا جون تو تنها هستی

 

میدونی تنهایی سخته زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره اون می خواد که من نباشم،

 

باشه، اشکالی نداره خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت ولی عمر اون زیاد شه....

 

 به قول دکتر شریعتی : وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن !! خاموش باش قرن ها نالیدن کجا انجامید؟؟ تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی


نويسنده: آرمیتا مورخ: دوشنبه یکم مرداد 1386 در ساعت:
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie